بعد می گن چرا اينجا نمی نويسی. بينی بين الله سرويس پرشين بلاگ پنج می زنه ديگه.
کلی غرغر نوشته بوديم همه اش پريد.
تجربه ثابت کرده منم مث همه آدمها وقتی عصبانی می شم زورم زياد می شه. تصميم گرفتم اولين نفری که عصبانيم کرد بگيرم گردنشو بشکونم.
سابقه خشونت فيزيکی دارم؟... آره٬ يه بار ساعت هشت شب داشتم از يه قرار عاشقانه تنها برمی گشتم خونه سه تا مرتيکه از روبه روم دراومدن وقتی از کنارشون رد شدم يکيشون زد به پام. منم که از دانشگاه رفته بودم سر قرار عاشقانه٬ خونسرد پشت سرشون راه افتادم در يه فرصت مناسب کلاسور خدا کيلويی رو کوبيدم پس کله يارو. تِقی صدا داد گفتم گردنش شکست. نمی دونم چطوری نگاشون کردم که چيزی نگفتن و رفتن. به هرحال حس و حال و تریپ عاشقانه مون پريد٬ انتقاممونو هم گرفتيم.
ديگه ياد ندارم کسی رو بد زده باشم. شايد واسه اين که حس می کنم اونی که می زنه بيشتر تحقير می شه تا اونی که می خوره.
اما فعلا پايه کتک کاری ام٬ آهای نفس کش...
پی نوشت: ببينم اين دفه عين آدم پابليش می کنی يا باز حالمو می گيری پی بی جون؟